16 بهمن 1396

مولف:
0  نظر
رتبه خبر: 4/5
(1 نظر )

30 بهمن 1395

هري پاتر و فرزند نفرين شده

 

نسخه‌ی امروز متن کامل داستان، یعنی «هری پاتر و فرزند نفرین شده: بخش اول و بخش دوم» هست که توسط حسین غریبی، امید کرات، شیرین دی‌سی و حجت گلابی ترجمه شده و از تمام نسخه‌های گذشته کاملتر است. این نسخه بصورت کامل از نظر ترجمه و نگارش چندین بار ویرایش شده است.داستان به صورت نمايشنامه مي​باشد.

شما دانش​آموز محترم ميتوانيد براي مطالعه اين نمايشنامه به سايت کتابخانه ديجيتال دبيرستان غيردولتي دخترانه نداي سيد الشهدا «ع» مراجعه فرماييد.

مولف:
0  نظر
رتبه خبر: 
(0 نظر )

23 بهمن 1395

بچه​هاي پابرهنه

 

آب « قوروچاي » بالا آمده بود و همه جور خرت و پرت و آت و آشغالهاي گنديده را در آغوش گل​آلودش با خود مي​برد. باد سردي شلاق کش مي​وزيد و با تازيانه​ي سرما صورت آدمها را کبود مي​کرد.

صداي تازيانه​ي باد بود و سوز سرما.زمين از باران ديشب پر از گل و لاي بود و آب و باران توي چاله چوله​هاي آن يخ زده بود.روي پل، تاکسي بارها پشت سرهم صف کشيده بودند و راننده​هايشان در انتظار بار توي سرما اين پاو آن پا مي​کردند.

دوست مهربانم شما براي مطالعه ادامه اين داستان به سايت کتابخانه ديجيتال نداي سيدالشهدا «ع» مراجعه فرماييد.

مولف:
0  نظر
رتبه خبر: 
(0 نظر )

12 بهمن 1395

ديوان امام خميني «ره»

 
 

دیوان اشعار امام از جمله کتابهایی است که هر سال درنمایشگاه کتاب تهران وبعد از آن در کتاب فروشی های سراسر کشور جزء پرفروش ترین آثار ایشان قرار می گیرد و این مهم حداقل در حوزه آثار ادبی امام از جمله اشعار ایشان نشان دهنده این امر بوده که آثار قلمی امام در حوزه شعر مورد قبول اهل این فن قرار گرفته و با گذشت سال ها هنوز هم اهالی شعر در کنار آثار قدیمی نگاهی هم به آثار امام دارند.

 

نمونه ای از رباعیات سروده امام خمینی (ره) :

 

جُمهوری‌ اسلامی‌ ما جاوید است                   دشمن ز حیات خویشتن نومید است

 

آن روز که عالم ز ستمگر خالی‌ است            ما را و همه ستمکشان را عید است

 

شما کاربر گرامي ميتوانيد براي مطالعه اين اشعار زيبا به سايت کتابخانه ديجيتال دبيرستان نداي سيدالشهدا «ع» مراجعه فرماييد.

 

مولف: نسیم زمانی
0  نظر
رتبه خبر: 
(0 نظر )

5 بهمن 1395

اشک مهتاب

 
 

 

زندگی نامه مهدی سهیلی

مهدی سهیلی فرزند غلامرضا از نوادگان حاج اکبر سمنانی از شاعران بزرگ معاصر است . وی در سال 1303 در تهران متولد شد . پس از پایان تحصیلات ابتدایی به فراگرفتن علوم قدیمیه و صرف و نحو عربی و منطق و معانی نزد استادان فن پرداخت و دوره متوسطه را در دبیرستان نظام آباد به پایان آورد . سپس وارد خدمات مطبوعاتی و روزنامه نگاری شد .

نام خانوادگی خود را از حاجی علی اکبری سمنانی به سهیلی در سال 1322 تغییر داد .

در سالهای 1345 الی 1356 علاوه بر انجام کارهای مطبوعاتی و همکاری با روزنامه های فکاهی تهران ، سرپرستی کاروان شعر و موسیقی رادیو و داوری برنامه مشاعره را بر عهده داشت . او در زمینه نمایش نامه نویسی نیز فعالیت داشته است.وی در ۱۸ مرداد ۱۳۶۶ در سن ۶۳ سالگی در گذشت .

 

آثار :

اشک مهتاب، سرود قرن، نگاهی در سکوت، لحظه ها و صحنه ها، بیا با هم بگرییم،چه کنم ؟ دلم از سنگ نیست،چشمان تو در آیینه اشک،اولین غم و آخرین نگاه

بوی بهار می دهد،طلوع محمد،در خاطر منی،پنجره یی به باغ های نور، پرواز در آسمان شعر، یک آسمان ستاره، کاروانی از شعر  - 14 جلد، گنجواره سهیل - 3 جلد

مشاعره، گنج غزل، بزم شاعران، سرود خدا، شعر و زندگی، بوسه یی بر دست مادر، شاهکارهای سعدی، شاهکارهای صائب و کلیم، ضرب المثل های معروف ایران

خاطرات یک سگ، سر دبیر گیج، غزل های هماهنگ

 

مولف:
0  نظر
رتبه خبر: 
(0 نظر )

7 بهمن 1394

داستان زندگي من

عنوان: داستان زندگي من
پديدآور: هلن کلر
بیشتر ما انسانها تواناییهایی را که در خود می‌بینیم، ذاتی و خلل‌ناپذیر می‌شماریم؛ به‌گونه‌ای که حتی تصور از دست‌دادن احتمالی این تواناییها را نیز به دشواری به ذهن خود راه می‌دهیم و معمولاً به‌گونه‌ای پوشیده، خود را از افراد فاقد این تواناییها متمایز می‌دانیم. از این‌رو، پیداست آنهایی که باوجود چنین ناتوانیهایی، به درجات والایی از هنر و علم و عمل دست می‌یابند، به‌واقع شایان تکریم هستند. نام «هلن کلر» برای بیشتر افراد، نامی آشناست. این بانوی آمریکایی که از اواخر قرن نوزدهم تا اواسط قرن بیستم می‌زیست (۱۹۶۸ ـ ۱۸۸۰)، یکی از بزرگترین نمونه‌های چیرگی اراده بر ناتوانیهاست. او که ابتدا همچون دیگر کودکان سالم بود، در نوزده ماهگی به دنبال یک بیماری شدید، از دو حس عمده خود یعنی بینایی و شنوایی محروم شد و به تبع آن، قدرت تکلّم خود را نیز از دست داد. ناتوانی او در شناخت محیط و دشواری در برقرارساختن ارتباط با سایرین، او را به کودکی لجوج و بدخُلق تبدیل کرده بود. تا اینکه روزی که هلن‌کلر بعدها آن را بزرگترین روز زندگی خود می‌نامید، فرا رسید. در آن روز، معلم علاقه‌مندش «آن سالیوان»، که با فداکاری و پشتکار خود، درهای امید را به رویش گشود، از راه رسید تا در پیمودن این طریق دشوار یاریش کند.
مولف:
0  نظر
رتبه خبر: 
(0 نظر )
قبلی  
1 
  بعدی
صفحه 1 از 1